lightstalker

ورودی‌های دسته‌بندی شده تحت ‘معرفی عکاس’

رئوف محسنی

می 25, 2008 · 2 دیدگاه

.

Ebrahim Heidari

رئوف محسنی رفیق گل ما و عکاس خوش ذوق و البته خوش اخلاق خبرگزاری مهر، بالاخره با تکنولوژی آشتی کرد و حالا شما هم می توانید عکسهایی را که از زیر دست دبیر سرویس عکس جان سالم بدر نمی برند را اینجا در وبلاگش ببینید.

امیدوارم که رئوف خان وبلاگ نویسی را جدی بگیرد، مستمر و منظم به روز شود و مثل دیگر دوستان عکاس خبری که سالی یکبار بروز می شوند و آن هم تک عکسی می گذارند و تبلیغ گزارش تصویری هایشان را می کنند نشود.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Stumble :: Furl :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دسته‌ها: عکاس در قاب · عکاسی · عکس های من · معرفی عکاس
برچسب‌ها: , , , , , ,

یادی از حسین پرتوی

آوریل 28, 2008 · ۱ دیدگاه

.

برای کسانی چون دیدن گرفتن چنین عکسی با این عمق، ریتم و شکوهی -اگر ایده اش از خودمان باشد و از کسی کش نرفته باشیم- یک آرزوی بزرگ است. کما این که بسیاری سعی کردند این ایده را در مراسم های مشابه بازسازی کنند و نشد آن چه که باید.  سالها پیش این عکس را که مربوط به دیدار همافران با آیت الله خمینی در روز 19 بهمن 1357 است را دیده بودم و همیشه آرزوی دیدار عکاسش و دریافتن راز جاودانگی این عکس بودم. دی ماه سال گذشته به اتفاق استاد محمد صیاد عزیز و سعید صادقی به دیدار عبدالحسین پرتوی (یا آن طور که معروف است، حسین پرتوی) در خانه ی محقرش در خیابان شریعتی رفتیم. پرتوی سه سالی هست که از تکلم و دردسرهایش راحت است، اما با چشمانی که حماسی ترین روزهای تاریخ این دیار را دیده و بسیاری از آنها روی فیلم های شش تایی دوربین پنتاکسش ثبت کرده است، همه ی حرف ها را می زند. وقتی عکس خوب می بیند چنان به هیجان می آید که می ترسیدم برق چشمان مهربانش، خاکسترم کند.

استاد خوش مشرب و اخلاق گرای عکاسی خبری ما این روزها، حال خوشی ندارد، در بیمارستان بستری است و ممنوع الملاقات تحت مراقبتهای ويژه در بيمارستان مداين است. آرزو می کنم یک بار دیگر آن چشمهای نافذ و هوشمندش را وقتی که روی نقطه طلایی عکسی فوکوس کرده را ببینم. اگر کساني می توانند براي توجه دادن به مسولين کاری انجام دهند تا بتواند در جهت ياري رساندن به وی مفيد واقع شود امروز را نبايد به فردا بسپارند.
پرتوی يکی از عکاسان تاثير گذار انقلاب به منظور ثبت تصاوير آن دوران بوده و اينک وظيفه مسولين است تا نسبت به وضع وی توجه ويژه نشان دهند.
او که چندی است با بيماری دست به گربيان است آنقدر با شرف زندگی کرده که هيچ گاه چنان درخواستي حتی در بدترين شرايط نيز از کسي نداشته و نخواهد داشت. اما بر تمامی دوستان وي لازم است تا با يادآوري به مسولين و حتی در صورت لزوم با ياری رساندن به وی در اين شرايط سخت بر زحمات يکي از دوستانشان ارج نهند.  برای سلامتی حسین پرتوی دعا کنیم.

این عکسها یادگاری روز 16 بهمن 86 است که موزه هنرهای دینی امام علی به همت مجتبی آقایی، در مراسمی از عکاسان انقلاب تجلیل کرد و تا امروز آخرین باری است که استاد پرتوی را ملاقات کردم.

�سین پرتوی

استاد پرتوی لوح تقدیر و جایزه اش را از نوریان، رییس سازمان فرهنگی هنری شهرداری دریافت کرد. مجتبی آقایی هم در گوشه تصویر دیده می شود

�سین پرتوی

استاد پرتوی با کمک دامادش تصویر خودش در لوح یادبود مراسم را امضا می کند

�سین پرتوی

این هم عکس یادگاری با عکاسان خبری نسل انقلاب

استاده از راست: مجتبی آقایی – محمد فرنود – حسین پرتوی – نوریان – محسن شاندیز – محمود کلاری – محمد صیاد – اسماعیل زرافشان

نشسته از راست: سعید صادقی – بهمن جلالی – فرزند زنده یاد قربان خلیلی – علی کاوه – فرزند زنده یاد مهدی رضوان – عباس ملکی

�سین پرتوی

عکس یادگاری استاد پرتوی(به همراه نوه اش سیاوش) به همراه علی کاوه و آلفرد یعقوب زاده

عکس سمت راست ایت الله خمینی، همان عکس معروف علی کاوه است که روی اسکناسها چاپ شده و بقول کاوه، هنوز هم پولش را نداده اند

مرتبط :

- عکاس پیشکسوت ایرانی در بستر بیماری است
- عیادت صادقی از عکاس پیشکسوت انقلاب و دفاع مقدس
- بختيار گفت، عكس همافران مونتاژ است
- استاد پیشکسوت عکاسی خبری ایران بستری شد
- ….اما اينک خالق آن عکس در بستر بيماريست
- تا سیگار دست کسی هست عکس نگیر
- عیادت عکاسان پیشکسوت از عکاس ماندگار انقلاب

دسته‌ها: عکاسی · عکس · عکس های من · معرفی عکاس
برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

جهانگیر رزمی، آقای پولیتزر

مارس 6, 2008 · 2 دیدگاه

.
Ebrahim Heidari
.
مرد ساده دل، سخت کار کرده تصوير تظاهرات انقلاب را به گلوله و خمپاره و ميدان جنگ گره زده، سخت کارکرده و حالا جايزه غول ها- پوليتزر- بر روي شومينه ديواري خانه اش… حق اوست که بگويند؛ «همه را با اين جايزه بشناسيد که جهانگير رزمي دريافت کرده؛ پوليتزر بهترين تک عکس خبري دنيا در سال1980 .» حرف که مي زند، خيال مي کني جهانگير رزمي اتفاقي رفته بالاي سن، اتفاقي به دانشگاه بريتيش کلمبيا دعوت شده و اصلاً اتفاقي عکس گرفته که جنجالي شده، اما رمزي نهفته است در او که نمي تواني در قالب عکاسي که پوليتزر گرفته نگاهش کني. رزمي را «عکاس ايراني موفق» مي توان ناميد. عکاس است چون سال ها با اشتياق انگار بدون آنکه بداند چرا لحظه هاي مهم تاريخ معاصر ايران را ثبت کرده. ايراني است آنقدر که برخلاف عرف رايج ميان عکاساني در سطح او با هيچ آژانس خبري خارجي اي کار نکرده و عکس هايش تنها در روزنامه اطلاعات چاپ شده. موفق است چون اولين و تنها برنده ايراني جايزه پوليتزر است.

iranpulitzer.jpg
جهانگیر رزمی عكاس جوخه آتش پس از بیست و هفت سال اسرار از قصه‌ی خویش بر می‌دارد و در مصاحبه با خبرنگار وال استریت جورنال از آن روز و حکایت عکسی سخن می‌گوید که چند ماه بعد اما بدون نام عکاس برنده جایزه پولیتزر می‌شود.
دوشنبه پنجم شهریور ماه ١٣٥٨ شهر سنندج شاهد محاکمه و اعدام دستجمعی ١١ کرد است که در برابر یازده پاسدار به صف ایستاده‌اند، فرمان آتش و تن به خاک افتاده ی یازده تن بر فیلم کداک دوربین نیکون اف ای خبرنگار عکاس روزنامه اطلاعات نقش می‌بندد. عکاس، «جهانگیر رزمی» امروز پس از بیست و هفت سال اسرار از قصه‌ی خویش بر می‌دارد و در مصاحبه با خبرنگار وال استریت جورنال از آن روز و حکایت عکسی سخن می‌گوید که چند ماه بعد اما بدون نام عکاس برنده جایزه پولیتزر می‌شود. برای تنها بار در تاریخ نود ساله پولیتزر جایزه به عکسی داده می‌شود که ناشر بین‌المللی آن از اعلام نام عکاس خودداری می‌کند. این عکس نیز همچون عکس ادوارد آدامز عکاس آسوشیتد پرس که پولیتزر ١٩٦٩ را برای عکس اعدام در سایگون گرفت صفحات روزنامه‌های جهان را پر می‌کند بی‌آنکه از نام عکاس خبری باشد. امروز هم همچنان وب سایت پولیتزر برنده جایزه را یک عکاس بدون نام (و نه ناشناس) یونایتد پرس برای عکس “جوخه آتش” از ایران معرفی می‌کند.
جاشوا پراگر خبرنگار وال استریت جورنال چهارسال پیش با مشاهده‌ی کتاب برندگان پولیتزر متوجه این عکس شده و برای پیداکردن عکاس و روایت داستان او به تحقیق می‌پردازد و سرانجام سال قبل عازم ایران می‌شود. داستان منتشره در شماره امروز روزنامه وال استریت این سر عکاس را باز می‌گوید. آقای رزمی از داستان گرفتن عکس و ارسال آن به تهران می‌گوید و گرفتاری‌هایی که برایش ایجاد می‌شود. او بیاد می‌آورد که پس از شروع ناآرامی‌های کردستان به عنوان عکاس روزنامه اطلاعات به همراه «خلیل بهرامی» خبرنگار دیگری که ظاهرا مورد اعتماد خلخالی بوده به منطقه اعزام می‌شود و در روز واقعه با اجازه آیت‌الله خلخالی در دشتی که حکم اعدام اجرا می‌شده حضور می‌یابد و مجموعا هفتاد عکس می‌گیرد که بعدها همه را از بین می‌برد اما فقط کانتکت آن‌ها را نگاه می‌دارد که بیست و هفت تای آن امروز در سایت وال استریت جورنال قابل دیدن است.
محمد حیدری ادیتور روزنامه اطلاعات از ترس آنکه برای خبرنگارش گرفتاری پیش نیاید نام او را از زیر عکس حذف می‌کند ولی عکس را بدون نام به صفحه اول اطلاعات سه شنبه ٦ شهریور می‌سپارد تا در بالای شش ستون چاپ شود.
«ساجید ریزوی» مسئول دفتر یونایتد پرس در تهران عکس را از اطلاعات می‌خرد و آن را در جهان منتشر می‌کند و سرانجام «لاری دو سانتس» مدیر ارشد یونایتد پرس با فرض آنکه عکس را یک عکاس آژانس خودش گرفته آنرا به نام یونایتد پرس برای جایزه پولیتزر کاندید می‌کند که با رای داوران به عنوان بهترین عکس خبری سال ١٩٨٠ انتخاب می‌شود. بعدها هم جهانگیر رزمی از بازخواست مامورین به این دلیل که از خلخالی مجوز داشته رهایی می‌یابد اما نام عکاس در ملاء عام پنهان باقی می‌ماند. عکس اما نه تنها شهرت جهانی می‌يابد که به سمبل مبارزات مردم ایران و نشانه‌ای از خشونت رژیم هم بدل می‌شود. جایزه اما همچنان بی‌صاحب می‌ماند تا بدان جا که برخی آن را به کاوه گلستان نسبت می‌دهند و پس از مرگ کاوه در کردستان عراق بردن جایزه پولیتزر هم به دنبال گزارش بی‌بی‌سی جزء افتخارات او انتشار دوباره می‌یابد.
وال استریت در سایت ویژه این گزارش همچنین ادعا می‌کند که رضا دقتی عکاس معروف ایرانی مقیم پاریس هم تعدادی از عکس‌های اعدام های کردستان را به مجله پاری ماچ فرستاده و مدعی شده که عکس معروف نیز از آن او بوده است و به عبارتی خودرا برنده پولیتزر معرفی کرده است. صحت و سقم این ادعای وال استریت جورنال البته بر این قلم روشن نیست. به هرحال رازمگوی دیگری بازگفته می‌شود و تاریخ ورق دیگری می‌خورد.
.

منابع: ساتیار و مرحوم روزنامه شرق

.

چند لینک:

- جهانگیر رزمی در ویکی پدیا

- سایت شخصی جهانگیر رزمی (یکی از غنی ترین گالری های عکس انقلابوجنگ)

-آفرين به يک گزارش‌گر (پرستو دوکوهکی)

-راز تاریخی یک عکس تکان‌دهنده (جاشوآ پریگر-وال استریت جورنال) مقاله ای که به معرفی رزمی انجامید

- بعد از 27سال وقتش بود (گفتگوی پرستو دوکوهکي با جهانگیر رزمی – شرق)

-گزارش بنیاد مگنوم از مراسم دریافت پولیتزر توسط جهانگیر رزمی و اسلاید شو 19 عکس از رزمی

- صفحه برندگان پولیتزر در سال 1980

دسته‌ها: عکاس در قاب · عکس · عکس های من · معرفی عکاس
برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , , ,

فردین واعظی، عکاس افغان

فوریه 26, 2008 · ۱ دیدگاه

.
An Afghan people works at a traditional life processing in Kabul bazaar Kabul Afghanistan 020February, 2008
An Afghan people works at a traditional life processing in Kabul bazaar Kabul Afghanistan 020February, 2008
وبلاگ فردین واعظی را کاملا تصادفی پیدا کردم و آنقدر ذوق زده شدم که تا تمامی عکسها آرشیوش را ندیدم رهایش نکردم. متاسفانفردین واعظی، عکاس افغانه از فردین بیوگرافی درستی و درمانی پیدا نکردم. فقط می دانم متولد ۱۹۸۱ در افغانستان است و همزمان با حضور طالبان در افغانستان عکاسی را آغاز کرده و ظاهرا در مدرسه عکاسی آینه -که زیر نظر رضا و منوچهر دقتی اداره می شود- عکاسی دیجیتال و خبری را آموخته است. در حال حاضر هم با نیروهای حافظ صلح سازمان ملل متحد همكاری می‌كند.
نکته ای هم که بیشتر دلم را می سوزاند این که همین آذرماه گذشته در خانه هنرمندان نمایشگاه عکسی با عنوان «از منظر خودی» داشته است که متاسفانه از آن بی خبر مانده ام. به هر تقدیر نگاه ژرف و درک صحیح فردین از شرایط بومی افغانستان کارهای او را به بهترین نمونه های مستندنگاری امروز افغانستان تبدیل کرده است.
وبلاگ فردین (+) و عکسهای خبری و مستند اجتماعی(+) این همخون دورادور را از دست ندهید.

دسته‌ها: معرفی عکاس
برچسب‌ها: , , ,