lightstalker

Entries categorized as ‘عشقه’

گور پدر دل ما

ژوئن 5, 2008 · یک نظر بنویسید

دلمون برات تنگ ميشه ، بهت عادت كرده بوديم. به اخم و تخمات ، اولدرم بلدرمات ، سگ صلحيات. ولي گور پدر دل ما ! دل تو شاد !

سوته دلان – علی حاتمی

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Stumble :: Furl :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دسته‌ها: عشقه · چنین گویند بزرگان
بر چسب ها: , , ,

عشق و نفرت

می 29, 2008 · یک نظر بنویسید

دسته‌ها: تاملات · عشقه

ديگر بريده است، كم آورده است مرد

می 13, 2008 · تا کنون 10 نظر داده شده

.

مردي كه رو به روي تو سيگار مي‎كشد

نقّاش خسته‎اي است كه آزار مي‎كشد

تقدير او كه دايره‎ها را دويدن است

شايد نسب به حضرت پرگار مي‎كشد

ديگر بريده است، كم آورده است مرد

دارد به جاي پنجره ديوار مي‏كشد

اين عشق خنده دار پر از نقطه‎هاي صفر

او را به سمت منفي بردار مي‎كشد

زورش به آدمِ بدِ قصّه، نمي‎رسد

خود را به تازيانه‎ي انكار مي‏كشد

مرگش فرا رسيده و دارد فروغ‏وار

خميازه‎هاي موذي كشدار مي‎كشد

نقّاش خسته، شاعر ترسوي اين غزل

خود را به شكل فاجعه اين بار مي‎كشد

اول كمي براي خودش گريه مي‎كند…

بعد انتظار ريزش آوار مي‎كشد …

***

وقتي سكوت و شب همه جا را گرفته است

لبخند تلخ مي‎زند و … دار مي‎كشد .

محسن باقرلو

پ.ن: محسن خان! ما هم روزگاری کرگدن بودیم، آن هم مستر کرگدن. بازی روزگار چنین سگمان کرد که پاچه می گیریم و وفا می کنیم مثل سگ. سرت سبز

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Stumble :: Furl :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دسته‌ها: ادبیات · عشقه · عکس
بر چسب ها: , , , , ,

بی عنوان

می 11, 2008 · یک نظر بنویسید

نمی رنجم اگر باور نداری عشق نابم را
که عاشق از عیار افتاده در این فصل عیاری

محمدعلی بهمنی

دسته‌ها: ادبیات · به ری را · عشقه
بر چسب ها:

سکس و نون خامه ای

آوریل 30, 2008 · ۱ دیدگاه

.

- حالا بگو ببینم، بازم دخترای خوشگل پیشت میان و تو هم دست رد…

- مزخرف نگو! تو داری به وجدان حرفه ای من توهین می کنی!به علاوه، من همینطور که شکمم نشون می ده، به این نتیجه رسیدم که فرق لذت خوردن نون خامه ای و سکس حداکثر ده درصده!

- فقط ده درصد؟

آره! ولی این ده درصد نون خامه ای چندین حسن مهم داره:

اول این که رضایت طرف مقابل شرط نیس!

دوم، عملکرد شما مهم نیس این کارو کردین یا نه،

سوم، همه جا این کارو میتونی بکنی: تو ماشین، تو پیاده رو، تو مغازه،

چهارمش این که نون خامه ای غسل هم نداره!

بهمن فرمان آرا – فیلمنامه خانه ای روی آب – نشر قطره

دسته‌ها: ادبیات · عشقه · عکس · عکس های من · کتاب
بر چسب ها: , , , , , , ,

شمایل شقایق

آوریل 24, 2008 · یک نظر بنویسید

.

ابراهیم ØÛŒØ¯Ø±ÛŒ

تا یادم نرفته ست بنویسم
حوالی خواب های ما سال پربارانی بود
می دانی همیشه هوای آنجا پر از هوای تازه باز نیامدن است
اما تو لااقل هر وهله، حتی گاهی ،هراز گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا شبیه شمایل شقایق نیست…

سید علی صالحی – آخرین عاشقانه های ری را

Ù¾.ن: پریا جان! این تیغ تیزی که گفتی انگار خسته نمی شود از زخم زدن، نه خسته و نه کند. شرحه شرحه کرده روحم را اما سر ایستادن ندارد. دیگر طاقت ندارم. چیزی به جا نمانده از دلم. خاکستر نشین شده ام باز…

دسته‌ها: ادبیات · به ری را · عشقه · عکس · عکس های من
بر چسب ها: , , , , , ,

ببار ای ابر بهار

آوریل 23, 2008 · تا کنون 3 نظر داده شده

.

Ebrahim Heidari

ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه كن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون

دلا خون شو خون ببار
بر كوه و دشت و هامون ببار
دلا خون شو خون ببار
بر كوه و دشت و هامون ببار
به سرخی لبای سرخ یار
به یاد عاشقای این دیار
به داغ عاشقای بی مزار ای بارون

ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه كن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون

ببار ای ابر بهار
با دلُم به هوای زلف یار
داد و بیداد از این روزگار
ماهُ دادن به شبهای تار ای بارون

ببار ای بارون ببار
با دلُم گریه كن، خون ببار
در شبای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون

علی معلم دامغانی

دسته‌ها: ادبیات · عشقه · عکس · عکس های من
بر چسب ها: , , , , , , , , , ,

حالا حکایت ماست

آوریل 13, 2008 · یک نظر بنویسید

خیلیا هستن که چه زن، چه مرد، خیال می کنن عاشقن. اما به هم معتاد شدن، عین مخدر. همدیگرو باید ببینین، مرافعه کنن، قهر کنن، آشتی کنن و اسمشو بذارن زندگی عاشقانه. اما به همه ی اینا و خودشون معتادن. این که نمی تونن از هم دور بشن، از اعتیاد به هم دیگه س. خمار هم می شن و درد می کشن. دردشم درد عشق نیس، درد خماریه. زودم راه این خماری نشناخته رو ازدواج می دونن، این جاست که می بینن روز و شب با هم دعوا دارن، چشم دیدن همدیگه رو ندارن، اما نمی تونن دور از هم باشن. می ذارن چی؟ پای عشق…

مسعود کیمیایی – جسدهای شیشه ای

دسته‌ها: ادبیات · به ری را · عشقه · کتاب
بر چسب ها: , ,

این حال من بی توست

آوریل 8, 2008 · ۱ دیدگاه

.

Ebrahim Heidari

دسته‌ها: به ری را · عشقه · عکس های من
بر چسب ها: ,

شوهر نمونه

آوریل 4, 2008 · تا کنون 2 نظر داده شده

فکر کردم توی این دوره زمونه، چه کسی ممکنه زن بگیره دیدم از خر بهتر شوهر پیدا نمی شه. یعنی خب وقتی آدم خر نباشه دیگه شوهر نمی شه.

شهر قصه – بیژن مفید

دسته‌ها: به ری را · عشقه
بر چسب ها: , , ,