.
هزارتوی بیست و هشتم را از دست ندهید
پ.ن: چقدر دلم هوای علی آسترکی را کرده است تا با آن صدای بمش برایم بخواند:
خنک آن قماربازی که بباخت هر چه بودش
و نماند هیچش الا هوس قمار دیگر
.
هزارتوی بیست و هشتم را از دست ندهید
پ.ن: چقدر دلم هوای علی آسترکی را کرده است تا با آن صدای بمش برایم بخواند:
خنک آن قماربازی که بباخت هر چه بودش
و نماند هیچش الا هوس قمار دیگر
دستهها: عکس · عکس های من
بر چسب ها: Photo, woman, women, زنان, عکس
.
من بسیار گریسته ام
هنگامی که آسمان ابری است
مرا نیت آن است
که از خانه بدون چتر بیرون باشم
من بسیار زیسته ام
اما کنون مراد من است
که از این پنجره برای باری
جهان را آغشته به شکوفه های گیلاس بی هراس
بی محابا ببینم…
احمدرضا احمدی
پ.ن: تیتر پست، عنوان شعر معروفی است از محمدرضا عبدالملکیان
دستهها: ادبیات · عکس · عکس های من
بر چسب ها: Ahmadreza Ahmadi, cloud, Mohammadreza Abdolmalekian, Photo, محمدرضا عبدالملکیان, احمدرضا احمدی, عکس
.
«وقتي من رسيدم، رسيدم به لب ايوان، شما را لب باغچه نشانده بودند. عمامهتان يکبر شده بود. پشتتان به من بود که رسيدم. پسر کدخدا هم آمد جلوتان خم شد و پاهاتان را گرفت. من نديدم که گرفت. شما ديديد، حتما. من آمدم جلوتر. پسر کدخدااشاره کرد، از سر شانهء شما سرک کشيد واشاره کرد. من هم عمامهتان را برداشتم. عبا از روي شانههاتان افتاده بود. خالق گفت: «چرا معطلي مصطفي؟ حالا ديگر عدل ظهرست.» شما که برگشتيد، من چشمهاتان را ديدم. نگاه کرديد. نگاه کرديد به من، به کدخدا. کدخدا و خالق دستهاتان را چسبيده بودند. خالق لگد پراند و گفت: «چرا معطلي؟» صداي گريهء مشتقي را شنيدم. مثل زنها گريه ميکرد. در حياط بسته بود. من ريش شما را گرفتم و شمشير را آوردم جلو. خالق لگد پراند و داد زد: «از قفا، احمق!» ريش شما توي دستم بود. من ميديدم. سرتان رو به بالا بود. چشمهاتان را ميديدم. ريش حنابستهتان توي دست چپ من مچاله شده بود. چشمهاتان گشاد شده بود، خيلي. داشتيد نفس نفس ميزديد. گردنتان را تکان داديد و چانهتان توي دست من تکان خورد. لبهاتان باز نشد. نميتوانستيد باز کنيد. من شمشير را گذاشتم پشت گردنتان. کدخدا گريه کرد. صداي گريهاش بلند بود. صداي گريهء مشتقي را نميشنيدم. من شمشير را کشيدم پشت گردنتان. خالق گفته بود: «با يک ضربت اگر بشود بهتر است.» اما نشد. ميکشيدم. ميکشيدم. بعد ريشتان را ول کردم که چشمهاتان را نبينم و باز کشيدم. من شنيدم، با گوش خودم شنيدم که گفتيد: «عجب!» و من باز کشيدم . کشيدم. کشيدم. بعد که کدخدا و خالق نشستند، نشستند کنار باغچه، سر شما توي دست من بود. داشت ازش خون ميچکيد. ميفهميدم که مشتقي دارد با مشت ميزند به پشتم. محکم ميزد اما من فقط به شما نگاه ميکردم. تا وقتي پسر کدخدا نگفت: «آب بياورم، بابا؟» ميزد. بعد نزد. کدخدا هنوز گريه ميکرد. خالق هم گريه ميکرد. خالق ميان گريه گفت: «آن سر بريده را بگذار زمين، شمر ذيالجوشن. برو گم شو!»
هوشنگ گلشیری – معصوم دوم
دستهها: ادبیات · عکاسی · عکس · عکس های من
بر چسب ها: hooshang golshiri, Photo, shemr, tazieh, معصوم دوم, هوشنگ گلشیری, تعزیه, شمر, عکس
.
با هر بهانه و هوسی عاشقت شدست
فرقی نمی کند چه کسی عاشقت شدست
چیزی ز ماه بودن تو کم نمی شود
گیرم که برکه ایی نفسی عاشقت شدست
ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود
یک شهر تا به من برسی عاشقت شدست
پر می کشی و وای به حال پرنده ای
کز پشت میله ی قفسی عاشقت شدست
آیینه ای و آه که هرگز برای تو
فرقی نمی کند چه کسی عاشقت شدست
فاضل نظری – گریه های امپراطور
دستهها: ادبیات · به ری را · عکس · عکس های من
بر چسب ها: Fazel Nazari, Photo, poem, فاضل نظری, شعر, عکس
.
رئÙÙ Ù ØØ³ÙÛ Ø±ÙÛ٠گ٠٠ا ٠عکاس Ø®ÙØ´ ذÙÙ Ù Ø§ÙØ¨ØªÙ Ø®ÙØ´ Ø§Ø®ÙØ§Ù Ø®Ø¨Ø±Ú¯Ø²Ø§Ø±Û Ù ÙØ±Ø Ø¨Ø§ÙØ§Ø®Ø±Ù با تکÙÙÙÙÚÛ Ø¢Ø´ØªÛ Ú©Ø±Ø¯ Ù ØØ§Ùا ش٠ا ÙÙ Ù Û ØªÙØ§ÙÛØ¯ Ø¹Ú©Ø³ÙØ§ÛÛ Ø±Ø§ ک٠از Ø²ÛØ± دست Ø¯Ø¨ÛØ± سرÙÛØ³ عکس جا٠ساÙ٠بدر ÙÙ Û Ø¨Ø±ÙØ¯ را اÛÙØ¬Ø§ در ÙØ¨Ùاگش ببÛÙÛØ¯.
Ø§Ù ÛØ¯Ùار٠ک٠رئÙÙ Ø®Ø§Ù ÙØ¨Ùاگ ÙÙÛØ³Û را Ø¬Ø¯Û Ø¨Ú¯ÛØ±Ø¯Ø ٠ست٠ر Ù Ù ÙØ¸Ù Ø¨Ù Ø±ÙØ² Ø´ÙØ¯ ٠٠ث٠دÛگر Ø¯ÙØ³ØªØ§Ù عکاس Ø®Ø¨Ø±Û Ú©Ù Ø³Ø§ÙÛ Ûکبار Ø¨Ø±ÙØ² Ù Û Ø´ÙÙØ¯ ٠آ٠Ù٠تک Ø¹Ú©Ø³Û Ù Û Ú¯Ø°Ø§Ø±ÙØ¯ ٠تبÙÛØº گزارش تصÙÛØ±Û ÙØ§Ûشا٠را Ù Û Ú©ÙÙØ¯ ÙØ´Ùد.
دستهها: عکاس در قاب · عکاسی · عکس های من · معرفی عکاس
بر چسب ها: Iranian Photojournalist, Photo, Photojournalist, Raouf Mohseni, رئوف محسنی, عکاسی خبری, عکس
.

يک شوی زیر زمینی لباس در تهران
نمایشگاه عکسی از یاسون آتاناسیادس، خبرنگار یونانی درباره نسل جوان ایران تحت عنوان “بچه های انقلاب” در واشنگتن دی سی، پایتخت آمریکا، در مرکز مطالعات وودرو ویلسون در حال برگزاری است. دیدن این مجموعه عکس را از دست ندهید(بچه های انقلاب)
دستهها: اخبار عکاسی · عکاسی · عکس · عکسهای دیگران
بر چسب ها: Photo, photo exhabition, نمایشگاه عکس, عکس
.
چهارمین کنگره تجلیل از ایثارگران – 2 خرداد 87
پ.ن: روایت ساتیار امامی از این صحنه را هم اینجا ببینید
دستهها: عکاسی · عکس · عکس های من
بر چسب ها: Iranian President, Photo, President, swindler, رییس جمهور, رییس جمهور ایران, عکس
.
بالاخره کیان امانی هم از سفر به سوریه، اردن و لبنان برگشت و شما می می توانید اولین گزارش تصویری او از لبنان با عنوان بیروت در آرامش در خبرگزاری میراث فرهنگی ببینید.
پ.ن: راستی امروز درست سه ماه است که به این خانه نقل مکان کرده ام .
دستهها: اخبار عکاسی · عکس · عکسهای دیگران · وبگردی
بر چسب ها: beirut, Jordan, kian Amani, Lebabnon, Photo, Photographer, Syria, لبنان, کیان امانی, اردن, بیروت, سوریه